صفحه اصلی | عمومی | جامعه قرآنی | فرهنگ قرآنی | هنر قرآنی | معارف | عکس |


لطفا چند لحظه صبر کنید .

  تاریخ:  5 آذر 1396
۳ رویکرد در رابطه قرآن و واقع اجتماعی/ تبیین نظریه علامه معرفت

رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه ضمن تبیین سه رویکرد در مورد رابطه قرآن و واقع اجتماعی گفت: علامه معرفت در زمره کسانی است که رویکرد اصالة‌التحدیث را مدنظر دارند و قرآن را محصور در زمان و مکان خاصی نمی‌دانند.



به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، حجت‌الاسلام و المسلمین احمد واعظی، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم دوم آذرماه در همایش بررسی آراء تفسیری علامه محمدهادی معرفت در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: مراسم بزرگداشت معمولا جنبه تشریفاتی به خود گرفته و صرفا یادبودی از فردی بزرگ است ولی این همایش جنبه محتوایی بسیار خوبی دارد و مقالات خوبی نیز ارایه شده است همچنین از ۱۰ جلد ترجمه تمهید رونمایی خواهد شد.
واعظی با بیان اینکه بیش از این باید این شخصیت علمی به حوزه و جامعه معرفی شود به بحث تاویل و تفسیر از منظر آیت‌الله معرفت پرداخت و افزود: ایشان میان معنای تاویلی و ظاهری رابطه عام و خاص معتقد است و معنای تاویلی را وجهی برای فراعصری بودن قرآن قرار می‌دهد تا محتوای معنایی قرآن در بستر زمان متوقف نشود.
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه بیان کرد: این بحث ایشان کمک جدی به موضوع دیگری دارد و آن بحث قرآن و واقع اجتماعی است که آبشخور مباحث دشواری در روزگار ما شده و نحله‌های فکری نیز در این زمینه شکل گرفته است.
واعظی بیان کرد: تقریبا همه باحثین قرآن‌پژوهی قبول دارند که قرآن دست کم در برخی آیات ناظر به واقع اجتماعی و حوادث و رویدادها و اتفاقات زمانه پیامبر(ص) و عصر نزول بوده است طبعا این مسئله مباحثی را ایجاد می‌کند از جمله اینکه آیا کتابی که ناظر به دوره و زمانه خاصی بوده می‌تواند در دوره کنونی نیز ارایه طریق و تاثیرگذاری داشته باشد؟
وی با اشاره به سه رویکرد کلان در این زمینه ادامه داد: ما در دوره معاصر با سه رویکرد کلان در بحث قرآن و واقع اجتماعی روبرو هستیم البته در پرانتز بگویم که بحث تاریخمندی قرآن، غیر از قرآن و واقع اجتماعی است؛ البته این بحث دستمایه اقوالی در زمینه تاریخمندسازی متن قرآن قرار گرفته است ولی بحث تاریخمندی، آبشخورهای دیگری نیز دارد.
واعظی عنوان کرد: اولین رویکرد، سلفی‌گری است؛ این رویکرد دو قاعده اصلی دارد؛ اول لزوم اعاده و بازگرداندن گذشته اصیل اسلامی به زمان حاضر است یعنی باید حال حاضر را منقاد نص قرار دهیم و آنچه نصوص ما در گذشته بیان کرده‌اند باید در زمان حاضر نیز به تمامه پیاده کنیم.
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه به رکن دوم این رویکرد اشاره و تصریح کرد: رکن دوم این رویکرد، نگاه سه بعدی به تاریخ است؛ این گروه تاریخ را به مقاطع پیشا اسلام، ظهور اسلام و پسا اسلام تقسیم می کنند و اگر دوره ماقبل از اسلام، جاهلیت است دوره پس اسلام نیز دوره جاهلیت نو و انحراف است؛ دوره انحرافی که ظرفیت دارد تا به ماضی برگردد و نص حاکم شود.
این استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: رویکرد سلفی جمود و تعصب بر ظاهر نص را حفظ کرده و خواهان تغییر واقع اجتماعی مبتنی بر نص است و پیش فرض آن محکوم کردن واقع اجتماعی است.
وی رویکرد دوم را اصالت‌بخشی به واقع اجتماعی دانست و گفت: این رویکرد مدنیت معاصر را اصالت داده و خواهان انقیاد و تبیعت نص وفق بر این اصالت می‌شود؛ تعابیری که در کتب بسیاری از نواندیشان دینی و طبقه‌بندی تحت عنوان اسلام لیبرال و ... وجود دارد ناشی از این مسئله است. این جریان خواستار انعطاف نص و شریعت و متون دینی براساس واقع عصری هستند که در نقطه مقابل گروه اول‌اند.
واعظی بیان کرد: جریان سوم، تحدیث الاصاله است؛ یعنی قرآن و روایات ما اصیل است و باید آن را تحدیث کنیم؛ یعنی بدون اینکه جمود و تعصب بر ظاهر نص داشته باشیم سعی کنیم نص را بر فائق آمدن بر نیازهای عصری و اصلی توانمند کنیم لذا پیش فرض این رویکرد توانمندی نصوص دینی است.
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه گفت: این جریان، امر برون‌رفت از جمود نسبت به ظاهر متن را اجتناب‌ناپذیر می‌داند یعنی تاویل را هم اجتناب‌ناپذیر دانسته و آن را لازم می داند؛ آیت‌الله معرفت در این قسم سوم قرار دارد؛ ایشان معتقد به این است که تفسیر غیر از تاویل است و قرآن تاویل و تفسیری دارد و وی با اعتقاد به اینکه حریم تفسیر، ایضاح ظاهر است به این کار پرداخته است.
واعظی ادامه داد: از دید ایشان باطن قرآن، معنای مخفی پنهان در پس ظاهر است که با عملیات روشمند قابل استیاد است؛ پیرایه‌هایی که اجتماع واقعی زمانه نزول تحمیل کرده، معنای ظاهری است ولی در حقیقت آیات، معنای فراعصری دارند که می توانند اقتضائات دوره‌های دیگر را هم تامین کنند.
وی افزود: معنای تحدیث الاصاله این نیست که همه معتقدان به رویکرد سوم دارای یک دیدگاه مشترک هستند؛ ابوزید هم قائل به این دیدگاه است ولی دقت در محتوای نظریه تفسیری وی نشان می‌دهد که دیدگاه وی تفاوت خیلی زیادی با آیت الله معرفت دارد و تنها اجتناب‌ناپذیری در تاویل میان آنان مشترک است.
وی تاکید کرد: معرفت رابطه میان ظاهر و باطن را عام و خاص می‌داند یعنی معنای تاویلی بیگانه از معنای ظاهر نیست و آن را پوشش می‌دهد و این نکته تاویل معرفت را از تاویل صوفیانه و مورد نظر برخی عرفا مانند صدرالدین قونوی جدا می کند.
واعظی با طرح این سؤال که آیا این حرکت راه‌گشای علامه معرفت آیا تمام مشکلات امروز ما در بحث قرآن و واقع اجتماعی را حل می کند؟ با جواب منفی به آن تصریح کرد: این راه حل علامه معرفت دریچه‌ای به سوی گشودن معضلات در این مسیر ایجاد کرده ولی مسایل دیگری هم هست که باید حل شود از جمله اینکه تغییرات واقع عصری آیا نمی‌تواند در برخی مواقع از اطلاق‌گیری نسبت به برخی موارد جلوگیری کند و یا جلوی تعمیم ازمانی را بگیرد که نمونه آن در آیه نفی سبیل مطرح است.



http://iqna.ir/fa/news/3666295/3-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%88-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA